دیدگاههای انتخاب اصلح یا صالح مقبول

اگر ما می‌خواستیم بر‌اساس صالح مقبول باشیم که باید این روند خلافت را می‌پذیرفتیم، این مشخص است، به‌دلیل سن و عرف قبیله‌ای آن زمان. ما معتقدیم امیر‌المومنین(ع) اصلح بود؛ در این قضیه تعارف نداریم. بعد از شوک دوم خرداد اینها کم‌کم آمدند این تز را تغییر دادند و گفتند صالح مقبول بپذیریم و اصلح را کنار بگذاریم، نتیجه این شد که اگر اصلح هم داریم چون مردم قبولش ندارند پس برود و فقط حرف مردم را بزنیم. اشکال ندارد آدم حرف مردم را بزند اما بالاخره باید حرف خودش را هم بزند. نتیجه این شد که میل به جلب رای مردم اولویت پیدا می‌کند. این زمینه فرصت‌طلبی و عوام‌گرایی را فراهم می‌کند. ما از اعتقادات خود نباید کوتاه بیاییم، نه اینکه اعتقاداتمان را علیه اعتقادات مردم بدانیم. وقتی شما به عدالت اعتقاد دارید دلیلی ندارد چون شرایط اقتضا نمی‌کند شما آن را کنار بگذارید. اولویت‌ها ممکن است تغییر کند اما اعتقادات اگر درست است که نباید تغییر کند. من معتقدم جریان اصولگرا باید روی عدالت‌طلبی خودش محکم بایستد و با هیچ مصلحتی کوتاه نیاید. ممکن است اولویت چیز دیگری باشد اما عقیده را نباید کنار بگذارد. ما واقعا ضد آزادی نیستیم. ولی از آزادی تعریف داریم. دموکراسی را قبول داریم یعنی دموکراسی و مردم‌سالاری دینی را قبول دا?یم ولی معتقد نیستیم هر چیزی بین مردم مقبولیت پیدا کرد آن حق است. واقعا چنین چیزی را باور نداریم. اگر اینطور باشد خیلی از باورهایی که در غرب هست چون در آنجا اکثریت دارد حق هم هست. ما معتقد نیستیم که هرچه اکثریت پیدا کرد حق است معتقدیم که حق باید اکثریت را جلب کند. ضمن اینکه ببینید باوری که نسبت به اصولگرایی دارم نمی‌تواند با ‌بی‌انصافی همخوان باشد. من معتقدم چون ما اصولگراییم یعنی اعتقاد به یک‌سری از اصول و پرنسیب‌ها داریم و نه افراد. وقتی که فردی از اصول خارج شد باید او را کنار بگذاریم، یعنی اصولگرا نیست. چه اینکه اصول را آن‌قدر طول بدهیم که به آن طرف نزدیک شود و این‌گونه آن اصول را تغییر دهیم. پس اصول و حق را نباید با اشخاص بسنجیم. ما می‌گوییم آقای فلانی چون اصولگراست هرکاری کرد مجاز است؟ نه، اصلا چنین چیزی نیست. فلانی اصلاح‌طلب است و چون اصلاح‌طلب است اگر حرف حق هم زد ما نباید قبول کنیم؟ نه این حرف ‌بی‌ربطی است. ما حق را قبول می‌کنیم، کاری نداریم که اصلا چه کسی این را مطرح کرده است. باطل را هم رد می‌کنیم ولو اینکه از خودمان باشد و برادرمان باشد. مفهوم انصاف را هم در این می‌بینیم. هرکس که درست گفت حرفش را قبول می‌کنیم. هرکس غلط گفت حرفش را قبول نمی‌کنیم. ملاکمان عقل و سنت و دین و روش‌هایی است که وجود دارد. اصولگرایی در جامعه ریشه دارد. اصولگرایی یک جریان قوی اجتماعی است. همان‌طور که اصلاح‌طلبی یک جریان قویاجتماعی است. ما نباید آن را سطحی کنیم فقط به سطح قدرت، آن هم قدرت سیاسی. آن وقت سیاست به تکالب تبدیل می‌شود. یعنی مثل کلب به جان هم افتادن. این خیلی بد است. ما باید سیاست مان، تلاش برای قرب به حق باشد. برای همین اگر رقیب هم به سمت حق رفت، ما باید استقبال کنیم وخوشحال باشیم.

/ 0 نظر / 8 بازدید